Global Navigation

Main Navigation

Sub-Navigation

Content

انجمن فارسی سره

 
نوواژه‌ها
برابرنهادهای 17
فارسی به جای واژة بیگانه
نمایشگر به جای مانیتور
کازه به جای case
نام‌کاربر به جای username
چاپگر به جای پرینتر
گذرواژه به جای password
جستجو به جای search
بردار [و] بچسبان به جای copy & paste
(دنباله)
 
گفتاوردها
گفتاورد 11
غالباً همین‌که قلم به دست می‌گیریم طبیعی‌ترین و ساده‌ترین شیوه ادای جمله را که درست‌ترین شیوه نیز هست، فراموش می‌کنیم و ترکیبی نادرست می‌سازیم که یا مأخوذ از زبانهای بیگانه است و یا معمول هیچ زبانی نیست! مثلاً می‌نویسیم: «برعلیه ... مبارزه کنید». اولاً «برعلیه» چیست؟ «علیه» = براو؛ برعلیه = بربراو! این ترکیب زشت را بی‌سوادهای اخیر درآورده‌اند؛ وگرنه در تمام ادبیات فارسی ترکیبی به این بدترکیبی نیست... (دنباله)
 
نوشتار روز
دو گام مانده تا بامداد!

نوشته‌ی: علی شیوا

چندی است که برنامه‌ای زنده به نام «دو قدم مانده به صبح» با مجریگریِ «محمّد صالح‌علا» از شبکه‌ی چهارم سیما در شبهای شنبه تا چهارشنبه پخش می‌شود. «دو قدم مانده به صبح» به سبب فراخوانیِ مهمانان کاردان و سرشناس در هنر و دانشهای انسانی، صحنه‌آراییِ زیبا و ضرباهنگ بجا، نویدبخشِ ساختِ برنامه‌های پرمایه‌ی فرهنگی است. صالح‌علا که با کاربردِ واژگان و ترکیبهایی مانندِ «بینندگانِ جان»، «شبکه‌ی محترم»، «زلف گره زدن»، «مَرغزارِ گفتگو»، «زاویه‌ی نگاه»، «تاختی» (= به‌سرعت)، «یک‌چکّه» (= اندکی)، «مستوره/ مسطوره» (= نمونه) ... سبْکی ویژه‌ی خود در مجریگریِ صدا (پنج‌شنبه شبهای رادیو پیام) و سیما پدید آورده، به سبب پیشینه‌ی ترانه‌سرایی و آگاهی از زیروبم‌های زبان فارسی، می‌کوشد تا جای توان، از واژه‌های فارسی در برابر واژگان بیگانه بهره گیرد؛ برای نمونه، همواره «نماهنگ» را به جای «کلیپ» یا «میان‌برنامه» را به جای «وُله» بر زبان می‌آورَد.

البتّه گاه پافشاریِ صالح‌علا بر ساختِ بداهه‌ی تعبیرهای شاعرانه، به کاربردِ ترکیبی خنده‌دار مانندِ «هندوانه‌های نجیب» یا جمله‌هایی دوپهلو از این دست می‌انجامد: «و حالا قشلاق می‌کنیم به مَرغزار گفتگو با آقای...»! خوشبختانه هر چه از پخش «دو قدم مانده به صبح» می‌گذرد، صالح‌علا در عین پایبندی به سبک اجرای خود، رفته‌رفته با هنجارهای برنامه‌سازیِ فرهنگی هماهنگ‌تر می‌شود و گذشته از کنار گذاشتن دمپایی‌ها و تغییر در آرایش زلف پریشان‌ (که گویی نشان از شوریدگیِ درویشانه داشت!)، ورزیدگیِ بیشتری در گفتار سنجیده و خلّاق به دست می‌آورد.

هر برنامه از مجموعه‌ی «دو قدم مانده به صبح» دو بخش یا دو گام را دربردارد و در هر گام، کارشناس برنامه با یک یا دو مهمان ویژه گفتگو می‌کند؛ صالح‌علا نیز ایستاده و در جایگاه مجری، هم میان‌برنامه‌ها را به آگاهیِ بینندگان می‌رساند و هم با پرسشی کوتاه و بجا در گفتگو شرکت می‌کند؛ بی‌آنکه مانند بیشتر برنامه‌های صدا و سیما پرچانگی کند و امان سخن گفتن به مهمانان ندهد! «دو قدم مانده به صبح» پهنه‌ای گسترده و گوناگون از علوم انسانی و هنر را دربرمی‌گیرد؛ از قبیل: روان‌شناسی، باستان‌شناسی، معماری، نمایش، سینما، عکّاسی، شوخ‌نگاره (کاریکاتور) و پویانمایی، گرافیک، ترانه‌سرایی... در میان بخشهای رنگارنگِ برنامه البتّه جای گفتگو در زمینه‌ی دانش زبان‌شناسی و زبان فارسی خالی است؛ هر چند گاهی برخی کارشناسان و مهمانان ـ درست یا نادرست ـ گریزی به ریشه‌شناسیِ واژگان زبان فارسی می‌زنند (از جمله، یک‌بار محمّد رحمانیان درباره‌ی واژه‌ی «میزبان» سخن گفت و شادمهر راستین از ریشه‌ی واژه‌ی «خانه» و «کاشانه») یا دغدغه‌های زبانیِ خود را بازمی‌گویند...

در نوشتار بعدی، به بررسیِ نمونه‌ای از داوریهای واژگانیِ یکی از مهمانان «دو قدم مانده به صبح» می‌پردازم.

بدون نظر

Sidebar

Footer